
براساس قرعه کشی برنامه های مناظره و تبلیغات نامزدها رنگ قرمز برای دکتر محمود احمدی نژاد که مهدی کلهر نمایندگی او را برعهده داشت; رنگ زرد برای حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی که مرتضی الویری نمایندگی او را برعهده داشت; رنگ آبی برای دکتر محسن رضایی که شهرام گیل آبادی نمایندگی او را عهده داشت و رنگ سبز برای مهندس میرحسین موسوی که بیژن زنگنه و احمد پورنجاتی نمایندگی او را برعهده داشتند، انتخاب شد.
هر نامزد انتخابات ریاست جمهوری بیش از 17 ساعت فرصت تبلیغات رادیویی و تلویزیونی خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، در حالیکه چندی پیش احمدینژاد از نداشتن ستاد تبلیغاتی که رسما مدیریت و هدایت تبلیغات وی را برعهده داشته باشد، سخن گفت، گزارشهای بسیاری حاکی از آن است که منابع و امکانات دولتی در اشکال مختلف برای تبلیغات وی در انتخابات ریاستجمهوری استفاده میشود.
ضرورت انجام تبلیغات انتخاباتی برای احمدینژاد، مشاورانش را بدانجا کشاند که زمان برگزاری گردهمایی اصناف کشور را پیش اندازند تا از ظرفیت آنها بینصیب نمانند.
گردهمایی اصناف کشور در شرایطی 40 روز پیش از زمان مقرر برگزار شد که روز اول تیر ماه روز اصناف نامگذاری شده است. البته این تنها اتفاقی نبود که در آستانه انتخابات در آن تعجیل شد؛ پیش از این نیز اتفاق دیگری که یک ماه زودتر از اجرا رخ داد، ابلاغ و اجرای آییننامه مدیریت خدمات کشوری بود. این آییننامه که بنا بر وعده وزیر امور اقتصادی باید آخر خرداد ماه به اجرا در میآمد، هفته گذشته ابلاغ شد و طبق تصمیم عطف بماسبق خواهد شد و مابهالتفاوت حقوق فروردینماه هم به حقوق کارکنان دولت اضافه خواهد شد.
اما این بار اختصاص 500 سهمیه عمره به اصناف و اخذ مالیات با نظر آنها، تنها برنامههای تبلیغاتی در نظر گرفته شده احمدینژاد برای اصناف نبود و در حین توزیع اقلام تبلیغاتی نیز از آنها خواسته می شد که آنها را پس از استفاده در میان سایر شهروندان نیز توزیع کنند.

احمدینژاد پیش از این به خبرنگاران گفته بود: «هیچ منابع مالی برای تبلیغات ندارم و اگر هم داشتم ضرورتی نمیدیدم در تبلیغات هزینه شود.» شاید از همین روست که در پشت جلد کتابچههایی که به طور گسترده به حاضران در مراسم سخنرانی هدیه میشود نوشته اند "کتابی که در دست دارید توسط کمکهای مردمی تهیه شده، خواهشمند است پس از مطالعه، آن را در اختیار دیگران قرار دهید."
این کتابچهها با عناوین «خدمت طریق ماست» ، «دولت عشق و نغمههای آسمانی؛ صداقت در عملکردها و حقانیت در رویکردها» در حالی در میان حاضران در جلسه دیدار رییسجمهور با اصناف پخش شد که بر اساس عبارات نوشته شده در آنها، از سوی "کمیته مرکزی ایثارگران ستاد هماهنگی حمایتهای مردمی دکتر احمدینژاد" یا "موسسه فرهنگی الزهرا(س)" تهیه و چاپ شده است.
اما آنچه بیشتر جالب توجه است، کتابچهای است که در آن بخش هایی از زندگی نامه شهدای دفاع مقدس آورده شده و در صفحه مقابل نیز قیاسی با رویه شخصی و عملکرد احمدینژاد صورت گرفته است.
در این کتابچهها با انتشار بخشهایی از زندگینامه شهدای بزرگی چون باکری، چمران، بهمنی، قهاری، مظاهری، زینالدین و... در عباراتی، با رفتارهای احمدینژاد مقایسهای شده است تا به خواننده القا شود که شیوه رفتاری احمدینژاد مانند شهدای دوران دفاع مقدس است.

البته در این تبلیغات بر طبق سنت رایج در دولت نهم یادداشتهایی با عنوان "چرایی و چگونگی حمایتهای مقام معظم رهبری از دولت نهم" نیز نوشته شده است.
در این اقلام تبلیغاتی تحت عنوان "آیا میدانید" به "بخشی از خدمات دولت نهم به ایثارگران" پرداخته شده است.

گرچه این روزها تعدادی از فعالان سیاسی اعلام کردهاند که دولت نهم با بیپروایی تمام و رسما از امکانات دولتی استفاده تبلیغاتی میکند و انتقاد کردهاند که برخی دستگاههای دولتی به محل رسمی ستاد تبلیغات احمدینژاد تبدیل شده است اما رسانهها نیز در روزهای اخیر از توزیع تراولهای یکصدهزار تومانی در همایش فرهنگیان که در آن بیش از 700 نفر از فرهنگیان از نقاط مختلف کشور حضور داشتند، خبر دادند.
صرفنظر از سفرهای استانی محمود احمدینژاد که به عرصه کامل استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغات یکی از کاندیداهای ریاستجمهوری تبدیل شده است و کارناوال تبلیغاتی دولت نهم که مجمع روحانیون مبارز از آن با عنوان "بسیج امکانات دولتی به نفع احمدینژاد" انتقاد کرد، استفاده از تریبون سخنرانی رییسجمهور در انجام تبلیغ، بابی جدید در بداخلاقیهای انتخاباتی است.
- برچسب ها: احمدی نژاد، شهدا، سو استفاده، انتخابات، ریاست جمهوری،
به گزارش خبرنگار «تابناك»، عباس منظرپور، نویسنده كتاب «در كوچه و خیابان» در این نامه با انتقاد از استخراج شخصیتهای كتابش و معرفی و نمایش دور از واقعیت این شخصیتها در فیلم «اخراجیها» به ذكر جزییاتی پرداخته است.
منظرپور در نامهاش مدعی است كه سناریو، محیطسازی و حتی كلماتی كه در زبان بازیگران به كار رفته، همگی پاتكی غیرمجاز به كتاب و اثر وی بدون اشاره به منبع بوده است.
متن كامل نامه عباس منظرپور، به این شرح است:
هنرمندان عزیز، برادران دهنمكی و داودآبادی
شرح شرفیابی آن دوستان را به خدمت رهبر معظم انقلاب در وسایل ارتباط جمعی مطالعه كردم. در خوشحالی و سربلندی شما از این ملاقات با شما شریكم و از اینكه گروهی سودطلب به نتیجه زحمات شما دستبرد زده و بدون هیچ كوششی با رونوشتبرداری و كپیسازی به سود سرشاری رسیده و در حقیقت، مانع از بهرهبرداری كامل از زحماتتان شدهاند، واقعا با شما همدردی میكنم. میدانم این مسأله آنقدر مهم بوده كه مورد گلایه شما در حضور رهبر انقلاب قرار گرفته و ایشان هم شما را سفارش به صبر نموده و آن متجاوزان را به حضرت حق واگذار كردهاند.
روزی كه برای نخستین بار موفق به دیدن فیلم تماشایی و ركوردشكن آن عزیزان شدم، موضوعی مرا به تأمل فرو برد كه ناچار «اخراجیها» را دوباره و سهباره به تماشا نشستم. آنگاه بود كه دریافتم سناریو، محیطسازی و حتی كلماتی كه در زبان بازیگران به كار رفته، همگی رونویسی از كتاب «در كوچه و خیابان»، نوشته این حقیر است.
این نكته را كمتر جایی مطرح كردم، چون دیدم هر جا آن را بیان كنم، با نظر تردید به آن برخورد میشود، ولی وقتی رهبر انقلاب تلویحا به این موضوع اشاره كردند، دیدم كه بد «پاتكی» به نتیجه زحمات و مطالعات شصت ساله حقیر زده شده است. از این لحاظ كه حتی به عمق مطالب كتاب توجه نشده و اگر شخص كتابخوانی از آن بهرهبرداری میكرد، فیلم غیر از این درمیآمد كه باعث گلهگذاری سرور انقلاب شود. ایشان با آن سعه صدر، خود بخشی از كتاب حقیر را تحسین و از بخشی دیگر انتقاد كردهاند كه هر دو را میپذیرم، به اولی افتخار میكنم و دومی را سعی میكنم با دقت بیشتری مد نظر قرار دهم (اگر عمری باقی بود).
نمیدانم كتاب «در كوچه و خیابان» را چگونه به دست آوردید (هرچند حدسهایی میزنم)، ولی میدانم استقبال گرم اهل كتاب و ادبای عزیز از آن، مایه دلگرمی بسیار من شده كه توجه رهبر معظم انقلاب، نمونهای از آن است.
هرچه میاندیشم، درمییابم شما عزیزان اهل مطالعه واقعی آن كتاب نبودید، در غیر این صورت، دستكم به نویسنده آن مراجعه میكردید و مطالب را از زاویه واقعی آن به تصویر میكشیدید. گله رهبر انقلاب را میپذیرم كه همه جبهه را جنوبشهریها و زنجیركشها پر نكردند، من هم مطلقا چنین منظوری نداشتم. با تماسی كه با جنوب شهر و اهالی آنجا دارم، میتوانم با اطمینان بگویم كه هیچ یك از این گروه در دفاع مقدس شركت نكردند، قهرمانان من هم آنها نبودند. آنان عامه مردم بودند كه متأسفانه از آنان با كلمه «لات» یاد میشود و شرح نسبتا كاملی هم از آنان در بخش «لات» كتابم دادهام؛ همانها بودند كه جان بر كف، رهسپار جبههها شدند تا از كیان ایمان و كشور خود دفاع كنند. پس از پایان جنگ هم كسانی از آنان كه زنده بازگشتند، به سر كارهای خود رفتند و به بهرهبرداری از خون شهدا و فداكاریهای خود نپرداختند؛ نه «فراری» بودند و نه «اخراجی» و نه برای گرفتن «عكس یادگاری» به جبههها هجوم بردند. به همین دلیل، هم هیچ چشمداشتی به پاداش انجام وظیفه خود نداشتند. با خدای خود سودا كردند و حق هم دارند كه از نامیدن خود با واژه «اخراجیها» ناخرسند باشند.
گروه دیگر یعنی زنجیركشان و باجگیران در خانه و محله خود ماندند و از ثمره جانسپاریها و فداكاری گروه نخست به استفاده پرداختند و به «الاف و الوفی» هم رسیدند كه هنوز به صورتهای گوناگون ادامه دارد. آنانی كه از این بازار شلوغ و بینظم استفاده كردند، همان «باقر كچل»ها بودند كه در كتاب به آنها اشاره شده است.
قهرمانان من باجگیران، زنجیركشان و معتادان نیستند و متأسفم كه با وجود استفاده «بهینه»ای كه از لحاظ مادی از این كتاب شد، به خود زحمت ندادید كه حتی مطالب آن را صادقانه به تصویر بكشید، چون متوجه عمق آنها نشده بودید و هنوز هم نشدهاید.
نمیخواستم و نمیتوانستم این درددلها را مطرح كنم، تنها اشاره رهبر انقلاب به من این جرأت را داد كه راز دل خود را روی كاغذ بیاورم و اضافه كنم: برادران، شما در قد و قوارهای نبودید كه چنین «سوژه»ای بیابید و آن را به «فیلمفارسی جبههای» تبدیل كنید، ولی كاش كاری نمیكردید كه رهبر انقلاب، با آن سعه صدر، وادار به گلهگذاری شود؛ هرچند ایشان با آن مشغله و مسئولیتهای گران، بحق، نام كتاب و البته نویسنده گمنام آن را از یاد برده بودند، هرچند اشارات ایشان به آن كاملا روشن است.
عزیزان، از اینكه نوشته ناچیزم چنین مورد سوءاستفاده و كسب و كار قرار گرفته، شكایتی ندارم و نمیتوانم هم داشته باشم، فقط همانطور كه رهبر انقلاب سوءاستفادهكنندگان از زحمات شما را به خداوند بزرگ واگذاشتند، من هم حق دارم از چنین رفتاری با كتاب خود گلهگزار باشم و از این برداشت ناحقی كه از آن شده به خداوند متعال پناه برم و پاداش آن را به او واگذار كنم.
والسلام
عباس منظرپور
- برچسب ها: اخراجی ها، نویسنده اخراجی ها، ده نمکی، عباس منظرپور، کتاب در کوچه و خیابان، دزدی،
تبلیغات